غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
395
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
اين واقعه در روز دوم ماه آب همان سال بود . اما بندقدار چون به نزديكى حمص رسيد اجلش برسيد و بمرد . گويند در جنگ با مغول تيرى بر رانش رسيده بود و بيرون آوردن پيكان ميسر نشده بود . او چند روز به همان حالت بماند . عاقبت جراح را اجازت داد كه آن پيكان بيرون كشد . جراح نيز كوشش بسيار كرد . چون پيكان بيرون آمد او نيز بمرد . بعضى گويند كه بعضى از همراهانش او را در شير ماديان زهر خورانيدند . چون احساس مرگ كرد كسى را كه شير به او داده بود از همان شير بخورانيد و هر دو مردند . در سال 679 كه الفى « 712 » قصد تصرف تخت پادشاهى مصر و شام نمود سنقراشقر با او موافقت نكرد . چون الفى قدرت يافت سنقراشقر از او بگريخت و به رحبه رفت . او با اميرى از اعراب بدوى به نام عيسى بن مهنا دست اتحاد داد و رسولى نزد اباقا ايلخان فرستادند و خواستند كه عنان به سوى شام گرداند تا بلاد شام و مصر را تسليم او كنند . چون سپاهيان مغول به شام رسيدند و سنقراشقر از ايشان بر جان خود بترسيد و با آنان ديدار نكرد ، بلكه به قلعهء صهيون پناه برد . مغولان به حلب رسيدند و به هر جاى كه رسيدند ويران كردند . در زمستان سال 680 بود كه به شام آمدند . سردارشان در اين نبرد قونغرتاى برادر كوچك اباقاخان بود . مغولان آن سال به ديار خود بازگشتند و در سال 681 با پنجاه هزار سوار به سردارى مونككاتمور برادر كوچكتر اباقا به شام در آمدند . پادشاه ارمنستان را نيز با سپاهش به همراهى خود گرفتند . لشكر شام نيز بيرون آمد . سردار اين سپاه الفى و سنقراشقر بودند . اين دو در اين هنگام عليه مغولان اختلافها را به يك سو نهاده بودند . دو سپاه ميان حمص و حماة در روز پنجشنبه ، آخر ماه تشرين اول آن سال ، به يك ديگر رسيدند . نيروى مغولان بر نيروى شاميان برترى داشت . چون مغولان نزديك شدند كه بر شاميان بتازند و منهزمشان سازند ، ناگاه جماعتى از اعراب بنى تغلب كه كمين گرفته بودند از ميسره مغول آشكار شدند . مغولان پنداشتند كه لشكرهاى عظيمى آنان را از جلو و پشت سر در محاصره گرفتهاند . ميسره و قلب لشكر مغول خواست بگريزد ولى نتوانست . ميمنهء لشكر مغول كه پادشاه ارمنستان با پنج هزار سپاهى گرجى در آن جاى داشت از آنچه در ميسره گذشته بود خبر نداشتند و مصريانى را كه رو به رويشان بودند درهم شكستند و از پى آنها تا دروازه